ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

186

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

نشانهء احترام و منزلت خود دوات و طومار كاغذى در پر كمر دارند و به خود « اهل قلم » مىگويند كه متمايز از « اهل شمشير » يعنى نظاميان باشند . دوات جعبهء درازى است مقوائى كه بيرون آن را اشكال تزئينى و گل نقاشى كرده‌اند و در يك طرف داخل آن مركبدان محكم شده است « 4 » ، درحالىكه در بقيهء فضاى آن چند قلم از نى ، يك قيچى كه جاى انگشتهاى آن روى هم افتاده ، يك قلم‌تراش ، يك قاشق كوچك و يك باريكهء استخوانى جاى داده‌اند . مركب را از دوده ، صمغ و شكر باهم تركيب مىكنند و به هنگام استفاده قدرى آب به آن مىافزايند تا مرطوب شود ، و قاشق كوچك براى همين منظور است . براى تحرير خط فارسى مركبى غليظ و مايه‌دار لازم است و مركب يا جوهر اروپائى به كار آن نمىآيد . كاغذ را قبل از نوشتن خوب صاف مىكنند و به اصطلاح « مهره » مىزنند زيرا تنها بر كاغذ صيقلى است كه مىتوان خط فارسى را به سهولت و روانى نوشت ؛ كاغذ اغلب ساخت اروپاست كه دوست دارند آن را كمى به رنگ آبى يا زرد درآورند . كاغذ چينى يعنى « خانبالغ » كمياب است ولى به علت استحكامى كه دارد آن را در فرمانها زياد به كار مىبرند . وقتى يك ميرزا به سر كار نويسندگى خود مىرود تشريفات خاصى را رعايت مىكند كه عظمت كارش را نمايان مىسازد : وى طبق رسم ايران به روى فرش مىنشيند ، قدرى آستينها را بالا مىزند ، دوات را روبرويش روى زمين مىگذارد ، از طومار خود تكه كاغذى جدا مىكند ، آن را بار ديگر صاف مىكند و قلم را مىتراشد . سرانجام زانوى پاى راست را خم مىكند ، كاغذ را با دست چپ نگاه مىدارد و بدون اينكه زيردستى محكمى داشته باشد ، درحالىكه كاغذ را اين طرف و آن طرف مىكشد مىنويسد تا بتواند درست دواير حروف را از كار دربياورد . روى ميز يا يك زيردستى از نوع ديگر غير ممكن است كه بتواند خوش بنويسد . در خط فارسى نقطه‌گذارى نيست ، كلمات حتى با فاصله هم از يكديگر جدا نمىشوند بلكه بدون وقفه همگى به دنبال هم مىآيند . حال هرگاه به ديده بگيريم كه از حروف صدادار هم در اين خط خبرى نيست آن وقت مىتوان فهميد كه آشنائى كامل به زبان و اطلاعى لا اقل ضمنى از مضمون نامه لازم است تا بتوان آن را خواند . مسلم است كه عادت بسيارى از امور را انجام مىدهد ؛ زيرا كار ايرانيها برعكس است ، مثلا خواندن كتاب مقدسى كه در لندن چاپ شده و داراى نقطه‌گذارى و فاصلهء بين كلمات است ، به زحمت برايشان مقدور است . براى پسربچه ، در شش سالگى ، لله مىگيرند يا او را پيش آخوند مىفرستند . تعليم به دختران در ايام پيشين كلاكارى زائد محسوب مىشد ، اما ديگر اين سابقه هر روز بيشتر از اهميت مىافتد و در نتيجه دختران را هم درس مىدهند . تعليمات اجبارى وجود ندارد و حتى از جانب دولت هيچ اقدامى

--> ( 4 ) . چنان كه از مطلب برمىآيد منظور نويسنده قلمدان است . - م .